از روی حواس پرتی

خرید بک لینک

صبح جمعه است. یکی از روزهای تیرماه.

من دراز کشیدم توی رختخواب و چایی خیالی ام رو هم میزنم،

به بغل دستی خیالی ام لبخند میزنم و برای یک روز خیالی خوب در ذهنم برنامه ریزی میکنم.

دوربین خیالی ام رو برمیدارم و شال سبز خیالی ام را صد دور میپیچم دور گردنم (از روی حواس پرتی).

خودمو میرسونم به اولین جنگل خیالی و سرم رو بالا میکنم و

یک رقص خیالی رو وسط برگهای زرد خیالی امسال شروع میکنم.

یک پرنده ی خیالی از راه میرسه و( م ی ر ی ن ه ) به همه ی این رقص خیالی ...

و من خودم رو دوباره توی رختخوابم پیدا میکنم که اخم کردم و چایی تلخ ام را هورت میکشم....

می‌دانم...

ما را در سایت می‌دانم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 131 تاريخ: دوشنبه 22 آبان 1396 ساعت: 20:56

صفحه بندی