سیاست نداشت
پرنده ی غمگینی
که پرواز را دوست داشت
و نمی دانست
آسمان جای امنی برای پریدن نیست
سیاست نداشت
پرنده فروشِ گرسنه ای
که در بهای یک قرص نان
پرواز را از پرنده دزدید
و نمی دانست
ارتفاع قفس
حتا برای مُردن کوتاه است
سیاست نداشتم
منی که او را خریدم
و با دستهای مهربانم
برایَش آب و دانه ریختم
- در قوطی های کوچک -
و نمی دانستم
اندوه اسارت آنقدر بزرگ است
که مزرعه ی گندمی را کنارِ رودخانه
به آتش می کشد
سیاست نداشتیم
و هرگز نمی دانستیم
چیزی شکننده تر از باور ما نیست ...
ما را در سایت میدانم دنبال میکنید
برچسب: نداشتیم, نویسنده: بازدید: 91